محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
339
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
ملكه كونستانس به جمعآورى كمك پرداخت و كنت دوسن ژيل امير تولوز نيز با او ياورى كرد و سوارانى داوطلب از نورماندى و پواتو و از ديگر نواحى فرانسه به مدد آلفونسو در حركت آمدند . ولى آلفونسو چون خبر يافت كه يوسف بن تاشفين از دريا گذشته و بخش عظيمى از سپاهش به مغرب بازگشته است ، نزد امراى فرنگان كس فرستاد و آنان را سپاس گفت و از بازگشت مرابطون آگاهشان كرد و گفت فعلا نيازى به آمدن آنان نيست . « 19 » جنگهاى صليبى در اين هنگام منحصر به منطقهء ثغر اعلى بود ، آنجا كه بنى هود امراى سرقسطه مواجه با تجاوزات سانچو راميرز پادشاه آراگون بودند . او مىخواست بر تطيله و وقشه و طرطوشه غلبه يابد و گروهگروه داوطلبان براى شركت در اينگونه نبردها از اطراف درمىرسيدند . مورخان مسلمان خود به اهميت جنگ زلاقه و جنبهء مذهبى آن آگاه بودند ؛ از اينرو حوادث آن را با پارهاى از اساطير دينى آميختهاند ، از آن جمله است آنچه كه يوسف بن تاشفين در نامهء خود حكايت مىكند كه چون مىخواست از مغرب به اندلس آيد دريا توفانى شد و او دعا كرد و توفان فرونشست . « 20 » ديگر آنكه چون پادشاه قشتاله بسيج جنگ مسلمانان مىكرد يوسف خوابهاى وحشتناك مىديد چنان كه خواب ديد آلفونسو بر فيلى سوار است و طبلى در دست دارد و هر ضربه كه بر آن مىزند بانگى عظيم مىخيزد . فقيهى از مردم طليطله در تعبير آن گفت لشكر دشمن به زودى به هزيمت خواهد رفت . فقيه از داستان عام الفيل و آمدن ابرهه به جنگ مردم الهام گرفت و ابرهه نيز بر فيل سوار بود . « 21 » ديگر ، مبالغهء روايات اسلامى در قلت تلفات مسلمانان و كثرت تلفات مسيحيان است . اين اساطير و مبالغات چيزى از اهميت نبرد زلاقه را مورد ترديد قرار نمىدهد . از نتايج عملى اين نبرد يكى آن بود كه از نو روح اعتماد و اميد در پيكر مسلمانان دميده شد و نيروهاى شكست خورده و خوارى كشيدهء اندلس ديگربار توش و توانى گرفتند
--> ( 19 ) . . 043 . p , . dibI : ladiP . M . R ( 20 ) . ابن ابى زرع : روض القرطاس ، ص 92 . ( 21 ) . الحلل الموشيه ، ص 35 و 36 .